مقاله هایی در خصوص حقوق بین الملل
نگرشي بر حقوق بشردوستانه در اسلام سياسي
مقدمه:
از سالیان دور موضوع حقوق بین الملل یکی از مسایل مهم ومبتلا به جوامع بشری بوده وفعالیتهایی در جهت تامین آن ازسوی افراد وگروهها وحکومتها صورت گرفته است.تدوین اعلامیه ها ومیثاق ها ومعاهدات وتشکیل سازمانها وکنفرانسهای بین المللی بخشی از این اقدامات است. آنچه امروزه درجهان ما شاهد آنیم نشان از بی توجهی سیاستمداران عالم به آموزه های انبیا واولیا الهی می باشد وهمین است که روز بروز شاهد جنایات وکشتار عظیم مردم بی دفاع وضعیف در سرتاسر گیتی می باشیم اما آنچه در حال حاضر بیشترنمود دارد وبخصوص بعد از حادثه 11سپتامبر،هجوم گسترده وبیرحمانه غرب ودر راس آنها آمریکا به کشورهای اسلامی ونشانه رفتن تیغ دشمنی خود با این کشورهاستواین درحالیست کشورهای غربی دم از آرادی ودموکراسیوحقوق بشر می زنند وما هر روز شاهد قتل وجنایت وغارت در عراق وافغانستان وفلسطین وجاهای دیگر که این زور مداران عالم به آن دست گذاشته اند هستیم . با این وجود دین اسلام بعنوان یکی از ادیان الهی در هیچ دوره ای از تاریخ نسبت به وظایف انسانی غافل نبوده ودر هرزمان به ظلم ستیزی و دفاع از حقوق مظلومان جهان پرداخته شده است .
ديدگاه اسلام در جمع بين جهان بينى ها
«اى پيامبر به اهل كتاب بگو بياييد بر محور كلمه اى كه بين ما و شما مشترك است گردهم آييم كه جز خدا را نپرستيم و با او كسى را شريك نسازيم و يكديگر را به جاى خدا ارباب خود نسازيم و اگر چنانچه اين دعوت را اجابت نكردند با آنان بگوييد كه شاهد باشيد كه ما مسلمان هستيم.» (آل عمران: 64. )
در اين آيه محور پيشنهادى براى توافق جهانى ميان پيروان اديان در موضوع حقوق بین الملل بر دو عنصر استوار است كه مصداق «كلمه سواء» ميان آنان به حساب مى آيد:
1. نفى شرك
همان گونه كه ملاحظه مى شود، در اين ديدگاه توافقى كه در اعلاميه جهانى بر آن تأكيد شده است، يعنى توافق بر ناديده گرفتن خدا اساساً توافقى نامشروع است. به يقين اين امر با جوامع دينى و اسلامى غير قابل پذيرش است. در اسلام همچون وفاق بر غصب، وفاق بر واگذارى جايگاهى كه اختصاص به خداوند دارد به ديگرى، يعنى «محوريت» براى تعاملات اجتماعى، از اساس فاقد مشروعيت است.
2 . نفى سلطه
از سوى ديگر، مى توان از اين آيه الهام گرفت كه در رابطه ميان جوامع، اعم از دينى و غير دينى و در روابط ميان همه اعضاى جامعه بين المللى بايد «كلمه سواء» را كشف كرده و به عنوان محور وفاق ميان ملت ها به حساب آورده شود: يعنى «اصل نفى سلطه و احترام متقابل»; اصلى كه مى تواند سلامت روابط ميان همه انسان ها را تضمين نمايد. اين اصل قرآنى در روابط ملت، جامعه ملل، سازمان ملل متحد و يا در منشور ملل متحد و ديگر اسناد مهم بين المللى، از نظر تئوريك به عنوان مبناى روابط ميان ملت ها تأكيد شده است.
بی تردید حق حیات شایسته ،حق کرامت ،حق تعلیم وتربیت،حق آزادی مسئولانه،حق مساوات در مقابل قوانین،مبانی حقوق بین الملل اسلامی را تشکیل می دهند که در این قسمت مختصرا به برخی از آنها پرداخته میشود:
حق حیات شایسته
الف)حیات عطای خداوندی است وحق حیات برای همه انسانها تضمین شده است وهمه دولتها وجمعیتها وافراد مکلفند بحمایت ودفاع ازحق حیات در مقابل هر گونه تعدی ووارد شدن هرگونه اخلال بربقای طبیعی آن،مانند بیماریها وبلاهای طبیعی وانسانی، وجایز نیست جدا کردن هیچ روحی از بدن بدون مقتضی شرعی.
ب) استفاده از هر وسیله برای نابودی چشمه سار حیات بشری ،اعم از کلی وجزئی،حرام است.
ج) حفظ حیات بشری تا هرزمان که خدا بخواهد واجب است،خواه محافظت ازخود درمقابل دیگران باشد ویا تعدی برخویشتن.
د) قیام علیه کسی که دیگری رامورد استضعاف قرارداده، واجب است
منع قتل وشکنجه
در حالت جنگ ونزاعهای مسلحانه جایز نیست کشتن کسانی که در جنگ ونزاع شرکت نکرده اند،مانند کهنسالان وزنان وکودکان.مجروحین وبیماران حق دارند که معالجه شوند واسیر حق دارد که اطعام شود ومسکن وپوشاک داشته باشد ومثله کردن کشته شدگان حرام است وجایز است تبادل اسیران واجتماع خانواده هایی که موقعیتهای جنگی آنان را از همدیگر جدا کرده است به مقتضای احکام شرع.(لازم بذکر است این ماده در اعلامیه جهانی حقوق بشر از دیدگاه غرب وجود ندارد.)هیچ انسانی را نمیتوان شکنجه بدنی یا روانی یا هرنوع آزارهای موجب ذلت وقساوت بار یا مخالف کرامت انسانی نمودواین جایز نیست.
آزادی
جایز نیست گرفتن وبازداشت کردن انسان یا مقید ساختن آزادی،یا تبعید،یا کیفر دادن اوبدون علت شرعی. ونیزممنوعیت قرار دادن یک انسان در معرض آزمایشهای طبی وعلمی نیز به "حق آزادی" مربوط میشود که البته درمواردی که انسان اجازه بدهد واین امر برای پزشکی مفید باشد مانعی ندارد. (جعفری،1380، 144-154)
مفاهیم کلی قوانین انسان دوستانه بین المللی دراسلام
پس ازذکرمقدمات وکلیات بهتراست ازشیوه وروش حقوقدان سوئیسی،جین پیکتت،پیروی کنیم. درآغازکار،هماهنگ با قوانین انسان دوستانه بین المللی کنونی که متأثرازمکتب حقوق اثباتی است،به تبیین قواعد انسان دوستانه بین المللی دراسلام خواهیم پرداخت.
تخاصم مسلحانه،یا به عبارت دیگرجنگ،درجهان اسلام به دو مقوله کلی تقسیم شده است:جنگ های داخلی وبه قول ماوردی«جنگ برای مصالح» ودیگرجنگ هایی که علیه مشرکین وکفار
صورت می گیرد.بخش اول تحت عنوان«جنگ های غیربین المللی» وبخش دوم تحت عنوان «جنگ های بین المللی» جای می گیرد(محقق داماد،1383، 72)
جلوه های حقوق بشردوستانه در مکتب اهل بیت(ع):
پیامبر اسلام (ص) پس از پایان جنگ احزاب واسارت یهودیان به دست مسلمانان،فرمودند:به اسیران خود آب گوارا بنوشانید واز غذای نیکو ولذیذ به آنان بخورانید واسارتشان را نیکو بدارید.(بحارالانوار،ج20، 238)
در جایی دیگر به نقل از امام صادق(ع) است که: رسول مکرم اسلام (ص) ،از قتل زنان وکودکان در میدان جنگ ،منع می فرمودند،مگر در صورتیکه اقدام به مبارزه کنند که در این حالت هم می فرمودند تاجائیکه امکان دارد از جنگیدن باآنان پرهیزنمائید.(بحارالانوار،ج 19، 335)
حضرت امیر(ع) فرمودند:آغاز کننده جنگ نباشید ومقاتله ننمائید تا آنکه دشمن ابتدا به جنگ نماید.ودرصورتی که کاربه جنگ بینجاند،هیچگاه بر مجروح هجوم مبرید وقصد قتلش مکنید واگر دشمن را منهزم ساختید وفرار اختیار کردند،از پی آنان نروید ودنبا لشان نکنید.بدن کسی را برهنه مسازید وعورت اورا مکشوف نکنید وکشته دشمن را مثله نکنید وهرگاه به اندرون خانه های دشمن راه یافتید،پرده دری نکنید وداخل خانه ها نشوید واز اموالشان،چیزی بر ندارید وزنان را آزار مدهید حتی اگر زبان به بدگویی شما بگشایند وبه امیر شما وبزرگانتان ناسزا نگویند.(بحارالانوار،ج32، 213)
در جایی دیگر حضرت امیر(ع) دارند که: بچه ها را به اسیری نگیرید، به زخمی حمله نکنید ودنبال کسی که در حال فرار است نروید.هرکس در خانه اش را بست وسلاح بر زمین نهاد،ایمن است و...( خبرنامه 3 ،1385 ،29 )
حمایت از قربانیان جنگ ورفتارهای ممنوع
رزمنده اسلام ، از انهدام جمعی یا تهدید به انهدام جمعی دشمن ونیز سلب حق تسلیم برای دشمن منع شده است. این قاعده عینا در ماده 40از پروتکل اول وبند یک از ماده چهارم پروتکل دوم در تایید مفاد بند"د"از ماده بیست وسوم کنوانسیون سال 1907 آمده است. بنابراین، حکم اسلامی در این خصوص بر تمامی قوانین یاد شده در بالا تقدم زمانی دارد.(محقق داماد،1383، 98)
همچنين براساس قوانین انسان دوستانه بین المللی، باید با زخمی ها ومجروحان با احترام وبه شکل انسانی رفتار کرد.به این منظور ، به سازمانهای پزشکی بسیار اهمیت داده می شود وبه همین دلیل است که بسیاری از اصول کنوانسیون ژنو سال 1949 ودو پروتکل الحاقی درباره زخمیها وبیماران،کشتی شکستگان وسازمانهای پزشکی است.
و نيز همانطور که در قسمتهای قبل هم اشاره ای شد سنت وسیره ائمه چنان کامل است که می فرمایند به اسرای خود آب گوارا بنوشانید.اسلامی که کشتن حیوانات را مگر بضرورت آن منع نموده است چطور می تواندانسانی را با بستن آب وغذا برویش مواخذه کند.
برخورد با اسیران جنگی:
هرکس اسلحه برزمین بگذارد در امان است.(بحار،ج41، 145) هرکس به لشکر امام پناه بیاورد نیز در امان است.(بحار، ج52، 367)
حضرت امیر(ع) وقتی ضربت خوردند به امام حسن(ع) فرمودند:پسرم با اسیر در دستت مدارا بنما وبه اورحم کن واورا نیکو بدار وبا شفقت ومهربانی با او رفتار کن. سپس غش کردند.وقتی بهوش آمدند از شیری که خودش می نوشید ،فرمود به قاتل من که در دست شما اسیر است نیز از این شیر بدهید.همانطور که در بحث حقوق بشر ازدید اسلام نیز آمد نباید با اسیر خلاف کرامت انسانی برخوردکرد واسیر حق دارد درصورت زخمی بودن معالجه شودونیزمورد اطعام ومسکن قرار گیرد.(جعفری،1380، 151)
نتیجه گیری:
بحث علمی ومنطقی گسترده وعمیقی در مورد مفهوم حقوق بشردوستانه ونگرش اسلام در این خصوص، ونقد وبررسی اصول وموازین اعلام شده به عنوان اصول مسلم وجهانشمولی حقوق بشر باید صورت گیرد. دراین زمینه باید کسانی که عمیقا از مبانی اسلامی مطلع اند واز قدرت اجتهاد به معنی وسیع وکامل آن برخوردارند ودارای سعه صدر وفارغ از پیش داوریهای غیر علمی وغیر منطقی هستند وبا مفاهیم واصطلاحات روزوتجزیه وتحلیلهای مربوط به حقوق بشر آشنایی دارند، بحثی جدی بنمایند ونکات مشترک وموارد افتراق را بخوبی روشن نمایند.اگر اسلام دیدگاه متفاوتی دارد،باید به گونه ای که دنیای امروزبتواند درک کند، آن دیدگاه تشریح شود ومزایای آن برای تامین بهتر حقوق ذاتی انسان تبیین گردد.از اصول اعلام شده حقوق بشر در اعلامیه ها ومیثاقهای بین المللی نقد علمی به علمی به عمل آید وبر عدم قابلیت جهانشمول بودن تمام آن اصول،استدلال منطقی،ارائه گردد.
در حال حاضر حقوق بین الملل و به معنی اخص حقوق بشر دوستانه ابزاری شده در دست دولتهای غربی واستعمارگر که علیه کشورهای مخالف آنها ویا آن کشورهایی که از زیریوغ آنها خارج شده اند."برخورد دوگانه غرب وسازمان ملل با مساله حقوق بین الملل وگزینشی عمل کردن آنها،این شبهه را قویا در ذهن ایجاد میکند که اگر دولتی معیارهای غرب را قبول وسیاست خود رابا آن هماهنگ نمودهمانند آنها می توند ناقض حقوق بین الملل باشد وبا کمک آنها توجیه سازمان ملل پسندی نیزبرای این عمل خود بیابد. ولی اگر حمایت آنها را عملا نپذیرد وسیاست خود را با آنها هماهنگ نکند،هر تلاش هم که در زمینه حقوق بشر نمایدبحساب نخواهد آمدواین اورا از اتهام ناقض حقوق بشری مبری نمیکند.
هر اندیشه ای که می کاریم عملی را برداشت خواهیم کرد